امروز از باب فهد وارد حرم شدم شدت جمعیت ریاد بود . بازحمت تا روضه نبوی رفتم نزدیک ستون توبه یا همان ابولبابه یک جای دبش گرفتم به ضریح حضرت نگاه کردم چه لذتی دارد.حض کردم و خدا را شکر نمودم .برای همه ملتمسین دعا کردم .ازدحام جمعیت مانع شد تا از باب بقیع وارد شوم .امدم به طرف باب جبرییل کنار محراب تهجدو ایوان صفه ویادی از صفه نشینان زمان حضرت رسول(ص)کردم همان انسانهای باایمان که جز شمشیر دارایی دیگری نداشتند و منتظر فرمان حضرت بودند تااز حریم دین دفاع کنند.درود خدابر همه انها باد . ابوذر یکی از انهاست .یار وفاداری که در صحرای ربذه تنها در تبعید جانش را داد. اما غاصبان حق را رسوا کرد .شور ایمان ابوذر به تشیع حیات بخشید.

امدم بیرون مطابق معمول به بقیع رفتم سر مزار عبدا. جعفر شوهر حضرت زینب (ع) وعقیل برادر حضرت علی (ع) در باره زندگی عبدا. وسرگذشت او مخصوصا مادرش اسمابنت عمیس هجرت او به حبشه

ازدواجش بعد از شهادت جعفر به ابوبکر وبسیاری مطالب دیگر تا جنگ جمل را در ذهنم مرور کردم . از بقیع امدم بیرون به قصرالدخیل محل استقرار بچه های معشر برای کارهای فرهنگی رفتم .