مسير حركت امام حسين (ع) از مكه تا كربلا و از كربلا تاشام

ادامه نوشته

دروغ هاي مادرم

دلنوشته اي از يك فرزند كه قدر مادر را ميداند و سفارش به فرزندان ديگر تا در حيات وممات مادر قدر اورا بدانند .
ادامه نوشته

قنات

ادامه نوشته

عكسهايي از مناظر مختلف انجيلاق

باتشكر از ميثم پيكاني در موردگرفتن عكس
ادامه نوشته

گوش تپه ومارهاي آن

در شمال شرقي انجيلاق  ا د
ادامه نوشته

شير واره

آيا ميدانيذ شيرواره چيست .شيرواره نوعي قرض دادن شير گوسفندان به همديگر است بين خانمهاي روستايي به سبك وشيوه خاص با روشهاي انذازه گيري سنتي كه در نوع خودش بسيار جالب و زيباست

كه صداقت و پاكي زنان روستايي كاملا در اين نوع قرض دادن آشكار است .

در گذشته که مايحتاج زندگی  روستا ييان توسط خوذشان تامين ميشد . وكمتر كالاهاي مورد نياز از بيرون وارد ميشد . دامداري بعنوان شغل اصلي ذر كنار كشاورزي نقش مهي را در زندگي روستاييان داشت .  آنهايي كه از نظر مالي در وضعيت بهتري بودنذ .تعداد گوسفندان ببيشتري داشتند.

در فصول بهار وتابستان باشير ومشتقات آن امرار معاش ميكردند. در اين ميان روستاييان فقيرتر كه گاو وگوسفند كمتري داشتند بامشكلاتي روبرو بودند براي كاهش مشكلات و بهره وري بيشتر هر چند خانوار يك مجموعه اي را تشكيل ميدادند كه به آن شيرواره ميگفتند.در اين شيرواره يك نفر كه داراي مقدار شير  روزانه بيشتري بودمديريت مجموعه را بعهده داشت وتا پايان تابستان نوبت گذاريها را براي افراد زير مجموعه مشخص ميكرد . اعضا بايد هرچند روز شير توليد شده خود را در دو نوبت صبح و عصر به خانه تعيين شده تحويل دهند عدم تحويل به موقع تخلف محسوب ميشد و فرد متخلف بايد زيان وضرر وارده را جبران ميكرد البته حكم توسط مدير به متخلف ابلاغ ميشد .و هر پانزده روز جلسه بين اعضاي مجموعه جهت تعيين سياستها وحساب وكتابها و ارايه بيلان توليد شير برقرار ميشد . البته مردها هيچ دخالتي در اين كار نداشتند و به روش وسياستهاي كاري خانمها دخالت نمي كردند و يقين داشتند كه اين كار يك كار زنانه است .هر عضو اين مجموعه در ابتداي سال بايد ظرف خود را براي تحويل شير مشخص ميكرد وتا پايان سال نبايد ظرف را عوض ميكرد مگر در مواقع ضروري و اضطراري و با اطلاع مسول مجموعه در غير اينصورت تخلف محسوب ميشد . كه اين اتفاق نمي افتاد چون آن را يك عمل غير شرعي ميدانستند.شيرهاي تحويلي بوسيله  چوب هاي نازك از شاخه هاي درختان به طول چهل سانتمتر اندازه گيري ميشدوبا خاكستر نرم آغشته ميشد تا ميزان وارتفاع آن براي روز جلسه ثابت بماند . در روز جلسه كه عمده وقت به حساب وكتاب شير هاي تحويلي صرف ميشد روز پركاري براي اعضا مخصوصا مدير مجموعه بود ضمن اينكه جلسه شادابي هم بود وهمه همسايه ها دور هم جمع ميشدند وصحبتهاي خواستگاري براي جوانان هم در اينگونه جلسات انجام ميگرفت.ادامه دارد

لوله کشی گاز انجیلاق

 
اخبار
دوشنبه، نوزدهم بهمن 1388
به مناسبت ايام الله دهه فجر 13 پروژه عمراني با 131 ميليارد و 190 ميليون ريال در شهرستان آبيك به بهره برداري رسيد

634013210969687500_155166_ab.jpgدر هفتمين روز از دهه مبارك فجر 13 پروژه عمراني با اعتباري بالغ بر 131 ميليارد و 190 ميليون ريال در شهرستان آبيك به بهره برداري رسيد.

به گزارش اداره روابط عمومي و اموربين الملل استانداري، اين پروژه ها شامل گاز رساني به شهرك صنعتي كاسپين با دو ميليارد و 200 ميليون ريال سرمايه گذاري، گاز رساني به روستاي انجيلاق و باقرآباد ترك  با پنج  ميليارد و 200 ميليون ريال اعتبار به بهره برداري رسيد.

عكس اجتماع مردم انجيلاق را موقع افتتاح گاز رساني  مقابل مسجد امام حسين(ع)

نشان ميدهد.

 

کاه گل

یکی از کارهای اساسی در بخش ساختمان روستایی میدادند .
ادامه نوشته

وصیت نامه شهید بزرگوار سید عمران حسینی

وقتی خیابان اصلی محل که گذرگاه عمومی است و از انجا به الموت وطالقان میروند تمام میشود  . به سمت چپ نگاه میکنی بقعه ای سبز رنگ مانند نگینی درخشان در وسط گورستان انجیلاق  نظر هر بیننده ای را به خود جلب میکند .آری آرامگاه سید شهید  اکنون پناهگاه و خواستگاه اهالی مردم خدا جوی انجیلاق میباشد هرکس که وارد مزار میشود خود را مکلف میداند تا به زیارت سید برود .شهید سید عمران که حالا دیگر پدر ومادر را مهمان خود دارد میزبان همه عروج کنندگان این دیار  است .متن زیر فرازهایی از وصیتنامه شهید سید عمران حسینی است .    

بسم رب شهدا و صدیقین

با سلام و درود بر شهیدان اسلام از هابیل تا کنون و با درود بیکران بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و با سلام به رزمندگان اسلام سخن خود را آغاز می کنم

 

((مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد))  امام خمینی

شهید یعنی شاهد ، شهید یعنی ناظر، شهید یعنی همیشه جاوید، شهید یعنی کسی که جان و مال و خانه ی خود را رها می کند و برای رضای خدا و در راه خدا با دشمن دین و مکتب می جنگد.

آری برادران و خواهران شهیدان اسلام واقعا جاویدند و در نظرها ممکن است نیستی و نابود باشنداما در برابر خدای خود مقامی والا دارا می باشندو چه بهتر است که مرگ ما شهید شدن در راه خدا باشد و همیشه آرزوی ما این است که خدایا  ما را یک لحظه به حال خودمان وا مگذار

و اما سخن با پدرم

ای پدر گرامی ای یگانه دوستدار من قسم به آنکه من و تو را آفرید و به ما عقل و شعور ارزانی داشت ، قسم که در وجودم چون آتشی هستی که همیشه شعله ور هستی

پدر گرامی باید به عرض شما برسانم که این فرزند حقیر شما آرزویش اینست که پس از مرگ من صبور باشی که خدا با صابران است و ناراحت نباش که من از شما جدا شدم . این جدایی هر وقت که بود باید جدا می شدیم چه زود و چه دیرو اما به مادرم دلداری بده و نگذار که زیاد ناراحت شود

و اما مادرم ، مونسم ، غمخوارم،یگانه همدم و یگانه کسی که من آن را آزردم ، امیدوارم که شما در صف صابران باشی و من را حلال کنی، آن زحماتی که بپایم کشیدی آن بیداری هایی که به خاطر من تحمل کردی ، آن شیری که به من دادی و آن خون و جگر هایی که خوردی تا مرا بزرگ کردی ، حلالم کن .

مادرم هنگامی که سلاح را به دست می گیرم و به طرف جبهه حرکت می کنم با قلبی مالامال از شور و عشق وایمان به اسلام است و تا سلاح در دست دارم و نقس در سینه و دستهایم طاقت و توانایی آن را دارند که ماشه ای را بچکانند ، بسوی دشمن هدف می گیرم و سینه ی ناپاک دشمن را آماج گلوله های  خود قرار می دهم تا اینکه به درجه رفیع شهادت برسم یا اینکه پیروز به خانه  برگردم.

مادرم همچو زینب (س) پا بر جا و استوار باش ، صبور و قهرمان باش تو باید الگو باشی ، الگوی زن مسلمان . تو باید افتخار کنی که یک فرزند ناقابل را در راه خدا داده ای.

مادر ، من هنگامی که قدم به کوچه و بیرون از خانه می گذارم با تمام اهل محل خدا حافظی می کنم. از طرف من از آنها معذرت بخواه . بگو که مرا ببخشند.

مادر شما باید ادامه دهنده ی راه من باشید.

پدر عزیزم ،خواهران گرامی و برادر ارجمندم همه ی شما ، من با همه ی شما سخن می گویم، سخنم با همه ی شماست

شما راه من را ادامه دهید ، راهی که باید پیموده شود و خونی که باید ریخته گردد و آرزویی که باید برآورده  گردد تا نهال انقلاب اسلامیمان  رشد کند و سایه افکند و در زیر سایه ی این نهال نو شکفته ملتی در آسایش و رفاه باشند نه زیر سلطه ی ابر قدرتهایی چون امریکا و شوروی.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

       ۱۳/۱۲/۶۳        ساعت ۸ شب               سید عمران حسینی

اسطبل زیر زمینی

اسطبل زیر زمینی محل نگهداری گوسفندان در فصل زمستان بودهکه به زبان محلی به آن زاغه میگفتند

این زاغه ها در زمانهای گذشته از اهمیت واعتبار خاصی برخوردار بود . اما  اکنون  این مکانها مورد استفاده قرار نمیگیرد و نسل جوان امروز نه تنها از اهمیت آن مکان هامطلع نیست بلکه از وجود آنها در گذشته بی اطلاع میباشد . لذا ما سعی داریم تا با این نوشته تصویری از آن در ذهن جوانان بوجود آوریم تا با نوع زندگی گذشتگان مطلع باشند .با تحقیقاتی که ما انجام داده ایم تعداد یازده زاغه را شناسایی کرده ایم . همه این زاغه ها محل نگهداری گوسفندان در فصل زمستان بوده است . با توجه به عدم مشکل زمین وبودن فضای کافی و مشکل بودن کندن این زاغه ها که واقعا کاری سخت و طاقت فرسا برای مردم بوده میتوان این نتیجه را گرفت که روی آوردن مردم به این گونه مکانها دو دلیل  عمده داشته است.

۱-برودت زیاد در فصل زمستان .چون بیشتر دامها از بزها بودند وبز در سرما آسیب پذیر است زاغه

پوشش خوبی در زمستان بوده است .

۲- امنیت در برابر سارقان شب .سرقت دام در گذشته پدیده متداول بود . عده ای که به علت فقر  کارشان سرقت بود ومعمولا راحت ترین کالای سرقت که در همه خانه ها وجود داشت گوسفند بود به این کار دست میزدند . زاغه مکان امنی برای نگهداری گوسفندان بود . هم مکان استتار بود هم برای سارق خارج کردن گوسفندا ن کاری دشوار تر در نتیجه مردم برای اینکه گوسفندان از معرض خطر دور باشند

باهمه سختی و مشقت به ایجاد زاغه مبادرت می ورزیدند.

زاغه ها معمولا درابتدا با شیب ۴۵درجه شروع میشد وپس از رسیدن به عمق ۴تا ۵ متری در سطح افق مستقیم به ارتفاع ۲متری و گاهی ۲.۵ متری امتداد داشت طول زاغه ها به یک اندازه نبود و بستگی به تعداد گوسفندا ن صاحب زاغه داشت اما عرض زاغه اکثرا مثل هم بود یعنی سه متر عرض داشت سقف زاغه ها بصورت قوسی شکل بود . تقریبا یک تونل زیر زمینی  با عرض سه متر و ارتفاع دو تا دو و نیم و طول ده تا سی متر را بوجود میآورد. وتونل های فرعی به تناسب هر زاغه برای نگهداری بره و بزغاله ها ایجاد میکردند . این زاغه ها فاقد نور بود  لذا گوسفندان در قصل بهار که بیرون میامدندتعدادی بینایی خود را از دست میدادند. برای خوردن آذوغه در طرفین زاغه ها البته به طول آخور های علوفه تعبیه میشد .این زاغه ها در زمستانهای سرد آنقدر گرم بود که اگر کسی درب چوبی آن را باز میکرد بخار گرمای آن به بیرون فوران میکرد بدون اینکه از وسیله گرمایی استفاده شده باشد سطح اشغال زاغه ها فقط مساحت کوچک پشت بام آن بود که با سطح محوطه حیاط فقط سی تا چهل سانتی متر اختلاف داشت بقیه مساحت آن در زیر زمین بود . در واقع این زاغه ها مانند پناهگاههای زمان جنگ بود .گاهی اوقات از بعضی زاغه ها  چند خانوار بصورت مشترک استفاده میکردند .زاغه هایی که ما توانستیم شناسایی کنیم وخودمان شاهد فعالیت آنها بوده بودیم عبارتند از :۱- زاغه مرحوم محرمعلی احمد خانی از دامداران معروف واز اهالی طالقان مقیم انجیلاق بود این زاغه از بزرگترین زاغه ها ودر شمال انجیلاق واقع شده بود درحال حاضر متروکه   ودر روی آن خانه مسکونی ساخته شده است .۲- زاغه کربلایی عبدی در محوطه برج عبدی واقع شده بود .۳-زاغه حاج ذوالفقار اکبری  ۴- زاغه احمد علی اکبری ۵- زاغه حاج رضاقلی احمدی ۶-زاغه علی قلی احمدی ۷- زاغه برجعلی احمدی ۸- زاغه موسی مافی ۹- زاغه بهار حمزه پور    

۱۰- زاغه حاج تیمور حمزه پور ۱۱-زاغه حاج ولی ا.. قربانی ۱۲-زاغه حاج حسن قربانی

برج یا بالاخانه

در بافت قدیمی خانه های مسکونی انجیلاق پنج برج یا همان بالا خانه محلی وجود داشت . اما بعلت تجدید بنا و تبدیل خانه های قدیمی به منازل جدید چهار تای آنها تخریب شده است اما هنوز یکی از آنها

با همان شکل قدیمی پا برجاست .

۱- برج حاج سید علی ابوترابی در جنوب محل قرار داشته است که مدخل ورودی چندین خانه مسکونی بوده و دارای زاغه گوسفند بوده وساکنین ان از رعایای سید بوده اند واین برج محل استراحت ارباب یا همان سید علی ابوترابی معروف بوده است .سکنه ان در سالهای اخیر عبارت از:حاج ولی ا..قربانی

هرمز حمیدی --علی اکبر روشناس این سه خانواده همراه با بچه های خود تقریبا جمعیت قابل توجهی را تشکیل میدادند واین محوطه از محوطه های شلوغ ومحل  بازی های محلی کودکان بود.

۲-برج امان ا..جهانبخشی ---به موازات برج قبلی کمی به طرف مشرق داخل تنها کوچه قدیمی قرار داشت این برج شخصی بوده وان را امان ا.. برای خود که زمانی کدخدای محل بوده ساخته است ودر محوطه ان فقط خودش زندگی میکرده . این برج و اتاقهای آن آرشیوکاملی از نوع زندگی مردم بومی انجیلاق بود . که متاسفانه بعلت تجدید بنا توسط وراث امان ا..بکلی تخریب شده است واثاری از بافت قدیم آن وجود ندارد.

۳-برج کربلایی عربعلی عبدی : این برج در قسمت شرقی روستا واقع شده بود . ومحل زندگی اولیه خانواده عبدی بوده و بعدها بعلت نقل مکان انها به خانه جدید به خاطر وجود اتاقهای زیاد و روحیه خوب کربلایی عبدی  اتاقها به افراد مهاجر و زوجهای جوان بی خانه  بصورت موقت فقط برای اسکان انها واگذار میشد .این برج در زمینی مسطح به مساحت هزار متر فرار داشت .در حال حاضر این محوطه باتخریب برج و خانه های قدیمی آن در بحر جاده اصلی قرار دارد و متعلق به حاج عبدا .. قاسمی داماد کربلایی عربعلی عبدی میباشد .

۴- برج کربلایی موسی مافی : این برج تقریبا در وسط محل قرار داشت وموسی مافی بزرگ خاندان مافی ها در انجیلاق برای سکونت خودش ساخته .موسی مافی از بزرگان اکراد پس از خریدن قسمتی از زمینهای انجیلاق بصورت خرده مالک همراه خانواده خود در انجیلاق ساکن  و مشغول کشاورزی ودامپروری میشود . این برج هم اکنون پابرجاست اما بعلت قدیمی بودن غیر قابل سکونت ودر تصرف ورثه موسی مافی میباشد .

۵ - برج محمد رضاتقوی: این برج در قسمت شمالی محل واقع شده بودمحمد رضا تقوی از مالکان انجیلاق بوده واین برج را برای استراحتگاه خود در تابستان به شکل زیبایی ساخته بود بطوری که نه فقط با برج های دیگر فرق داشت بلکه تا سالها زیباترین خانه وبرج در انجیلاق محسوب میشد . این برج برخلاف سایر برجها در سه طبقه ایجاد شده بود وتا قبل از انقلاب قابل سکونت بود . بعد از اصلاحات ارضی این برج محل سکونت افراد مستضعف ویا زوج های جوان بی خانه بود درب وپنجره آن  با هنر های دستی محلی تزیین شده بود ومرتفع ترین ساختمان زمان خودش بود . در ایام استهلا ل هلال ماه اول رمضان واول شوال از پشت بام این برج زیبا استفاده میکردند .این بنای تاریخی متاسفانه تخریب شده وهم اکنون در مکان آن شخصی بنام توکلی جهت سکونت خود ساختمان جدیدی بنا نموده است.

 

زبان محلی

مردم انجیلاق به زبان محلی تاتی که به زبانهای گیلکی. الموتی . طالقانی نزدیک است صحبت میکنند .

با توجه به اینکه سکنه انجیلاق از روستاهای مختلف تشکیل شده است . گویشهای محلی مختلف هم در زبان محلی دیده میشود . ضمن اینکه کلمات یکی میباشد اما تلفظ ها فرق میکند . کسی که آشنا به زبان محلی نیست این اختلاف تلقظ را متوجه نمی شود  .و انهایی که آشنا هستند اختلاف تلفظ را متوجه میشوند . اما دلایل این اختلاف نظرشان را جلب نمیکند برای نمونه به چند مورد اشاره میکنم   

تاعلاقه مندان خودشان بیشتر پیگیری نمایند .

من که ضمیراول شخص مفرد است عده ای ان را با فتح میم وعده ای با کسر میم تلفظ میکنند .

کرگ به زبان محلی یعنی مرغ اما عده ای ان را با فتح کاف و عده ای با کسر کاف تلفظ میکنند .

خرمن محل جمع اوری محصولات کشاورزی است. عده ای با فتح میم وعده ای با کسر میم ادا میکنند .

هندوانه میوه تابستان است که همگی به خوردن ان علاقه دارند. اما هنگام تلفظ همینطور است . عده ای با فتح ها وعده ای با کسر ها ادا میکنند . وکلمات زیادی هستند که همینطور با اختلاف تلفظ ادا میشوند . این اختلاف مربوط به محیطهای  جغرافیایی اولیه میباشد .

انهایی که در محیط های کوهستانی بزرگ شده اند بیشتر با کسر حروف و انهایی که در محیط های دشت بزرگ شده اند با فتح حروف تلفظ میکنند . لذا کسی که افراد نمشناسد اما علت اختلاف تلفظ را میداند . با صحبت کردن افراد از محل زندگی انها مطلع میشود

 

 

   

مادر شهید سید عمران حسینی

روز جمعه چهاردهم ماه رمضان خبر درگذشت حاجیه خانم سید رقیه حسینی مادر شهید سید عمران و همسر سید جلیل قدر سید جلیل حسینی را در یافت کردیم .

بهمراه خانواده برای شرکت در مراسم تشییع به انجیلاق رقتیم . با توجه به جایگاه واحترامی که این خانواده در بین مردم دارند همه امده بودند . مراسم تشییع با شکوهی برگزار شد .پس از مراسم تدفین طبق رسم از همه برای این مادر شهید حلیت طلبیند. اما من گفتم همه ما به این مادر مدیون هستیم لذا ما باید از او حلیت به طلبیم . و او از ما باید راضی باشد .

این مادر دو مدال افتخار بر گردن داشت یکی سید بودن و دیگری مادر شهید بودن .صبر و باور دینی این مادر باعث گردیده بود تا پس از شهادت فرزندش همگان با دیده احترام به نگاه کنند .

من بارها شاهد بودم این مادر در خلوت ترین ساعات روز در سر مزار فرزندش حضور یافته وبا او مانند یک ادم زنده درد دل میکرد . از شادیهایش واز غمهایش صحبت میکرد . یک روز که من برای قاتحه به مزار رفته بودم صدای او را شندیم که با کسی حرف میزند اول فکر کردم که دو نفر هستند. چون اصلا گمان نمی کردم خودش تنها ست پس از مدتی دیدم خودش تنها به طرف خانه میرود واقعا برایم عجیب بود چگونه او صحبت میکرد . او باور داشت پسرش زنده است وصحبت های مادر را میشنود .

سید پس از فوت شوهرش به مزار بیشتر می امد اکثر اوقات روز بر سر مزار شهید با فرزندش نجوای مادرانه عرفانی داشت .واز شهادت فرزندش افتخار میکرد.

 

مردم مومن انجیلاق یک مادر مومنه ای را از دست دادند . خدایش رحمت کند و با اجداد طاهرینش محشور گرداند .هیات عزاداران حسینی انجیلاق هر ساله به احترام شهید واین خانواده هر ساله در شب های محرم دسته های سینه زنی را به این منزل میبرند تا از برکت این خانواده استفاده کنند .

طبیعت انجیلاق

 

طبیعت زیبای انجیلاق

امیر احمدی

در یکی از روزهای سرد زمستان یعنی یازدهم بهمن ماه ۱۳۳۶ در روستای انجیلاق در یک خانواده فقیر مذهبی بدنیا امدم . پدرم از مهاجرین چاله بود که بر اثر ظلم ارباب وقت با دو نفر از دوستانش پس طی سختیهای فراوان در سال ۱۳۲۸ در انجیلاق ساکن شده بودند . من اخرین فرزند انها بودم .

پدرم ادم خوبی بود الان که بیش از سی سال از فوت ان مرحوم میگذرد همه به نیکی از او یاد میکنند .

دوران ابتدایی را در انجیلاق و حصار خروان با موفقیت گذراندم . در سن ده سالگی تصدیق ششم ابتایی را که در ان زمان یعنی سال ۱۳۴۶ حایز اهمیت بود دریافت کردم . تحصیل در ان زمان برای یک خانواده فقیر روستایی طاقت فرسا بود . بسیاری از افراد که تمکن مالی بهتری داشتند فرزندانشان از تحصیل محروم ماندند.اما پدرم نسبت به تحصیل من وبرادرم بسیار علاقه مند بود .با موافقت داییمان برادرم جهت ادامه تحصیل به تهران رفت . من که سن کمی داشتم ترک تحصیل نمودم . با وجود استعداد زیاد که همه معترف بودند . در کار خانه و کشاورزی پیش پدرم ماندم . دو سال به این منوال گذشت . تا اینکه دایی با پدر صحبت کرد و من به تهران برای ادامه تحصیل رفتم . یک سال بعد برادرم با داشتن سیکل به نیروی هوایی رفت وبه اصرار او من در دبیرستانهای قزوین مشغول تحصیل شدم . دوران دوم دبیرستان یعنی از سیکل دوم در شهر صنعتی مشغول کار شدم و تحصیل را در مدارس شبانه ادامه دادم .با پیروزی انقلاب اسلامی وارد جهاد سازندگی شدم در سال ۱۳۵۹ در اموزش و پرورش منطقه ابیک به عنوان اموزگار استخدام شدم . در سال ۱۳۶۳ در دانشگاه ازاد واحد کرج رشته علم تجربی پذیرفته شدم و ادامه تحصیل دادم .

در سال ۱۳۷۰ درمرکز اموزش عالی فرهنگیان تحصیلات خودم را ادامه دادم ودر رشته مدیریت مالی با اخذ درجه کارشناسی فارغ التحصیل شدم . همزمان با تحصیل در سمت های مختلف در اموزش و پرورش مشغول انجام وظیفه بودم . وسرانجام در مهر ماه ۱۳۸۷ باز نشسته شدم.

فلسفه هفت سین در نوروز

آينه عبرت
هان اي دل عبرت بين،ازديده گذركن هان! ... ايوان مدائن را، آئينه عبرت دان
جمعه سی ام اسفند 1387
هفت سین چیست؟

تپه امامزاده

شب جمعه برای فاتحه اهل قبور رفتم سر مزار مانند همیشه برای اهل قبور فاتحه خواندم .

تقریبا همه اموات که اینجا دفن هستند به نوعی باما نسبت دارند وبا همه حشر و نشر داشته ام برای همه از خداوند طلب امرزش کردم . از طرف بنیاد شهید برای مزار شهید سید عمران حسینی سنک زیبایی گذاشته اند . برایم جالب بود از طرف اهالی هم دور تا دور مزار را مشغول حصارکشی بودند که کار

قشنگی بود به مناسبت چهلمین روز درگذشت حاج احسان صالحی بر مزار ان مرحوم سنگ زیبایی تعبیه کرده بودند . در شمال گورستان تپه ای وجود دارد که از قدیم اعتقاد داشته اند که این مکان محل دفن امامزاده است که به امزاده تپه معروف شده است .اما شواهد وقراین موجود این مطلب را تایید نمیکند . بلکه این مکان محل روستای اولیه انجیلاق میباشد وجود خاکهای انباشت و گورستان قدیمی در شرق تپه که در کنار زمین فوتبال فعلی قرار دارد. همچنین وجود قنات حکایت از این دارد که تپه مذکر از تخریب خانه های مسکونی بوجود امده است . این خانه های قدیمی بر اثر زلزله تخریب شده و سکنه جامانده به ضلع جنوبی ان یعنی همین مکان فعلی نقل مکان کرده اند . ولی اهالی برای این تپه قداست خاصی قایل هستند . افرادی هم هستند که میگویند در عالم رویا سیدی را در امامزاده تپه دیده اند . باور مردم برای امامزاده بودند همین رویاهای نقل شده است . وگر نه هیچ سند معتبری که دال بر امامزاده بودن باشد وجود ندارد .

 

حصار دشت

دشت وسیعی از زمینهای غرب انجیلاق به سمت حصار خروان را در زبان محلی حصار دشت مینامند . این منطقه از شمال به سیاه کوه و زودره زرجه بستان از شرق به رود خانه مدام اباد ومحل انجیلاق واز جنوب به اتوبان قزوین تهران از غزب به رود خانه هلال رود محدود میشود . وجود شیار های رود خانه ای دلالت بر این داردکه این منطقه از ذخایر رود خانه ای از قبیل شن وماسه فراوانی برخوردار است . در تقسیم بندی اداره ثبت این منطقه همان قطعه یک میباشد که در صورت مجلس تفکیکی اداره ثبت کلیه حدود و ثغور ان ثبت گردیده است .اثار تاریخی به جا مانده از این منطقه حاکی از ان است که در گذشته به علت مجاورت با رود خانه مدام اباد از لحاظ اقتصادی اهمیت فراوانی داشته است . با توجه به اینکه داشتن اسیاب ابی برای روستاییان حایز اهمیت بوده اثار چند اسیاب ابی قدیمی در طول مسیر رودخانه به چشم میخورد . در این منطقه کشاورزی ابی هم وجود داشته ضمن اینکه اثار  باغهای میوه .و درختان بادام تا چندی پیش وجود داشت . وجود گورستان قدیمی در جنوب ان یعنی همین جایی که الان شرکت اسفالت افتاب دایر گردیده حکایت از قدمت تاریخی ان دارد. حصار دشت تا زمانی که در اختیار کشاورزان بوده کاملا احیا بوده متاسفانه هم اکنون مالکین این منطقه کشاورزی را رها کرده و قسمت اعظم ان بصورت بایر درامده و در تملک دولت قرار گرفته است .الان از معادن شن وماسه ان میتوان در جهت شکوفایی اقتصادی منطقه استفاده بهینه نمود . امیواریم روزی میراث فرهنگی نسبت به احیای اسیاب های ابی و کشف گورستان قدیمی ان اقدام نماید .

اینده انجیلاق

۱- درسال ۱۴۰۰ یعنی دوازده سال دیگر درزمینهای شمال شرقی انجیلاق موسوم به تپه ها در شمال زرینگلک پارک تفریحی ۵۰۰ هکتاری چیزی شبیه به پارک باراجین ( فدک ) فعلی قزوین ایجاد می شود

۲- در زرینگلک شهرک مسکونی کاسپین ایجاد میشود .

۳- اب شرب انجیلاق از کوندج به طول ۴ کیلومتر تامین میشود .

۴- لوله کشی گاز انجیلاق طی دو سال اینده انجام میشود .

۵- در بالای قلور و اطراف ان پایگاه هوایی امداد هلال احمر با تجهیزات کامل از جمله بیمارستان .تفرجگاه .پمپ بنزین . اسایشگاه .دانشکده ایجاد خواهد شد .

۶- جاده قزوین شمال از محدوده انجیلاق می گذرد .

۷-انجیلاق نامی اشنا برای همه میشود .

۸- مکانهای تاریخی انجیلاق احیا می شود .

چند خبر از انجیلاق

مردم خدای جوی انجیلاق از اول محرم باشور واشتیاق برای عزا داری سرور و سالار شهیدان در مسجد امام حسین به نوحه خوانی وسینه زنی مشغول میباشند . هر شب یک بانی جهت پذیرایی مسول تهیه میباشد . نماز جماعت . زیارت عاشورا مداحی از دیگر برنامه  های این مسجد میباشد .

 

به همت والای تعدادی از اهالی سرویسهای بهداشتی مسجد راه اندازی شد.

نو جوانی به نام مافی هنگام نصب پلاکارت برای محرم دچار برق گرفتگی شد . هیات عزا داری برای شفای این نو جوان دعا کردند .

هیات عزاداری امام حسین در روز عاشورا طبق سنت هر ساله برای عزض اردات به خاندان عصمت و طهارت و هم دردی با سایر عزا داران صبح عازم امامزاده احمد ومحمود در حصار خروان شدند. این هیات با نوحه خوانی و زنجیر زنی با نظو خاصی که هر بیننده را به خود جلب میکرد .وارد محوطه امامزاده شدندو مورد استقبال عزاداران حصاری قرار گرفتند وانه ضمن خوش امد گویی از عزاداران انجیلاقی پذیرایی کردند

عزا داران طوری حرکت کردند که برای اذان ظهر در مسجد جهت اقامه نماز مستقر شدند . و اذان ظهر را عزاداران بصورت دسته جمعی گفتند . ویاد وخاطره نماز ظهر امام حسین را گرامی داشتند .

حجه الا سلام میرزایی امام جماعت مسجد برای نماز گزاران در باره امام حسین واهداف مقدس ایشان سخنرانی کردند .

مراسم شام غریبان شهدای کربلا در انجیلاق میان حزن واندوه عزاداران برگزار شد . این مراسم با مداحی زیبای زمانی از مداحان جوان وبا ذوق ادامه داشت .

مصباح هدایت و سفینه نجات

در فرهنگ شیعه و در اموزه های دینی ما ماه محرم در میان ماه های سال جایگاه خاصی را دارا میباشد.مانند ماه رمضان . وقتی این دو ماه را با هم مقایسه میکنیم یک چیز هایی دستگیرمان میشود . مثلا ماه رمضان ماه کاشت است و محرم ماه برداشت . رمضان ماه خود سازی است و محرم ماه ساختن جامعه. رمضان ماه انقلاب درون است و محرم ماه انقلاب برون . رمضان ماه مبارزه با شیطان درون است و محرم ماه مبارزه با شیطان برون رمضان ماه جهاد اکبر است و محرم ماه جهاد اصغر است .رمضان ماه مبارزه با مارقین است و محرم ماه مبارزه با قاسطین. رمضان ماه چگونه زیستن است و محرم ماه چگونه مردن . رمضان ماه فزت به رب کعبه است و محرم ماه هیهات من ذلت است . ورمضان ماه علی است و محرم ماه حسین رمضان ومحرم ماه زینب است . رمضان ماه مبارزه با معاویه هاست ومحرم ماه مبارزه با یزیدیان است .علی امام هدایت و حسین مصباح هدایت و سفینه نجات  است . خداوندا ما را از رمضان و محرم جدا نکن که هیچ میشویم

یاد داشت روزانه

امروز که رفته بودم انجیلاق خیلی دلم گرفت . وقتی یاد ان قدیمی ها افتادم بیشتر ناراحت شدم چقدر در محل صفا و صمیمیت بود . هرکس خانه ای میساخت همه کمک میکردند . خوشحالی در سیمای همه موج میزد . مبارک باد میگفتند . اما امروز متاسفانه....    

عصری رفتم سر مزار تا فاتحه ای برای اموات بخوانم . رفتم سر مزار حاج ملا حسین نوری الموتی بعد از فاتحه برای او وخانمش که واقعا برای ما مثل مادر بود مقداری نشستم یاد قران خواندن اوافتادم چقردر صوت زیبایی داشت هنوز صدای زیبای او در گوشم طنین انداخته . داستانسرایی او دعا خواندنش ومکتبداری او . ومعلمی او رابه خاطر اوردم . مزار دولت خانم توجه ام راجلب کرد . شوخی های او همراه باتبسم مخصوص وتکه کلامش وجد مخصوصی در من ایجاد کرد براش فاتحه خواندم ودعا کردم او در بچه گی ما زحمت کشیده بود و حقی به گردان ما داشت . مزار سوم مزار حاج عربعلی بود بزرگ خاندان عبدی انسانی وارسته و خود ساخته و مهذب که همیشه ذکر در لبانش بود . با توجه به به این که زمانی با هم عضو شورای محل بودیم . خاطراتی زیادی از او دارم فاتحه ای برایش خواندم                                                               

اداب ورسوم

۱- عید نوروز - در نزد مردمان انجیلاق عید نوروز از قدیم جایگاه خاصی داشته است . خانه تکانی . خرید لباس نو . عیدی دادن به همدیگر . دیدو بازدید . وهماهنگی برای کارهای عمومی از سنت های دیرین میباشد . افراد کوچکتر به دیدن افراد بزرگتر میروند وعیدی میگیرند . در شب عید جوانان با لباسهای خاص بصورت ناشناس به پشت درب منازل اقوام رفته و تخ تخ میکنند و عیدی دریافت میکنند . در ایام تعطیلات نوروز . بچه ها بره وبزغاله ها را به چرا در اطراف راهها و جاده های عبوری می برند وبا امدن عابران پیاده و وسایل نقلیه یک بره کوچک سفید را بغل کرده و به جلوی انها برده وبا سلام واحوالپرسی درخواست عیدی میکنند واین از شیرینترین کارها برای انان میباشد .بازی های محلی . فوتبال . از سرگرمی های ایام نوروز میباشد

قلور

یکی از مکانهای دیدنی و جلب انجیلاق کوه قلور میباشد . این کوه نشان استفامت و   پایداری ویک نمادارزشی است . افساانه جالبی در باره ان می گو یند . در زمانهای قدیم دو برادر در این مکان مشغول کشاورزی بوده اند یکی از انها مجرد وبرادر بزرگتر متا هل ودارای فرزندان زیادی بوده است موقع برداشت محصول ودر هنگام تقسیم ان که اماده بوده شب هنگام برادر بزرگتر بدون اطلاع برادر نصف شب به سر گندم در  خرمن میاید و مقداری از سهم خود را روی سهم برادر کوچتر اضافه میکند . وبرادر کوچکتر هم بدون اطلاع برادر بزرگتر از سهم خود به سهم برادر اضافه میکند وخداوند به جهت این ایثار و از خود گذشتگی برکت ان را چندین هزار برابر میکند و برای عبرت دیگران بعنوان سمبل ایثار و فداکاری ان را بصورت کوه برای همیشه پایدار نگه میدارد . وامروز مردم هر ساله بیاد ان دو برادر فداکار در ایام عید نوروز وسیزده بدربه بالای کوه میروند وضمن گردش و تفریح یاد و خاطره انها را زنده نگه میدارند . و اعتقاد دارند هرکس در سال یک مرتبه به بالای ان برود خداوند نعمت ایثار و محبت را نسبت به برادران در دل انها زیاد میکند .و در ماه محرم هرسال در موقع رفتن به امازاده احمد و محمد در پای این کوه که میرسند نوحه فداکاری وایثار حضرت عباس نسبت به برادرش امام حسین(ع) را زمزمه میکنند و سینه و زنجیر میزنند .

این کوه دوقلو ی بهم چسبیده است. هر انجیلاقی هر روز هر کجا که باشد برایش قابل رویت است .وجودباغهای انگور در پای این کوه زیبایی خاصی به ان بخشیده است .

مورد دیگری که در باره قلور قابل ذکر است اینکه نام روستای کوندج واقع در جنوب قلور از این کوه گرفته شده است زیرا این دو کوه بسیار شبیه به کوهان شتر میباشد و چون روستای کوندج در دشت پایین این کوه واقع شده است در ابتدا کوهان دشت بوده و به مرور زمان به کهندج و در اخر به کوندج تبدیل شده است .

مور د دیگر اینکه این کوه دو قلو بسیار شبیه به کوه دوقلوی دیگری که در شمال شرقی انجیلاق ما بین انجیلاق و کبریت میان یعنی حصار دشت موسوم به سیاه کوه میباشد .و اما شباهت های این دو کوه .

۱- هردو دو قلو هستند . ۲- هر دو در کنار رود خانه واقع شده اند . قلور کنار رود خانه مدام اباد و سیاه کوه کنار رود خانه هلال رود . ۳- در فاصله کمی ازهر دو قلو ها به سمت جنوب یک تپه منفرد وجود دارد . ۴- در هر دو دو قلو سنگ های اذرین وجود دارد . ۴- علف های موجود در  هر دو یکی میباشد .به نظر میرسد که در یک دوره زمین شناسی تشکیل شده اند .

کلمات محلی

بیو=بیا  بشو = برو     چهاربند = مهره های کمر         تلبه = نوعی ظرف شبیه استانولی که با فضولات حیوانی ساخته شده 

    کتیل = نوعی وسیله برای حمل محصولات کشاورزی

کولی = بزغاله    چپش = بزغاله دوساله     جیر = پایین         جیر = با فتح ی یعنی بالا

بگوت= گفت       بگوتم= گفتم                 هنیش= بنشین    هنیشتم = نشستم

پابه زار= کفش   بگوتی=گفتی            منی = مال من         تیی= مال تو   اویی = مال او

بنشتم= نشستم  بنشتی= نشستی       بنشت= نشست  بیامییم= امدم  

بیامییه= امدی      بیامه= امد     بشیم = رفتم    بشیی= رفتی    بشه = رفت

بخوتم=خوابیدم   بخوتی= خوابیدی      بخوت= خوابید    بچیم = چیدم  بچیی=چیدی بچی=چید

مالان = گوسفندان     گوان=گاوان      پاکار= نگهبان مزرعه و باغ

بازیهای محلی

در انجیلاق اوقات فراغت جوانان با بازی های محلی که خیلی جذاب و سرگرم کننده بود سری میشد انواع گوناگون بازی ها رواج داشت . این بازیها عبارت بودند از . کو کو. سنگ کررو. هابرد.گاو بازی. گاو  گوساله پنیر . کول به جهک . الجمبشک . تر نا . توپ دسته چوب . تیله بازی وغیره

بخش فرهنگ

اولین مرکز یادگیری مربوط میشود به سالهای ۱۳۳۵-۱۳۳۴ که توسط ملا حاجی تنوره ای دایر گردیده که تعدداد حدود ده نفر شاگر د داشته وبه سبک قدیم فقط خواندن قران و کتاب عم جزءبوده اما بعلت عدم استقبال و عدم تمکن مالی مردم خیلی دوام نداشته البته پایه گذار مکتب خانه بعدی شده است . در محصر ملا حاجی دختران و پسران بصورت مختلط مشغول فراگیری بوده اند هزینه این کلاس تا زمانی که دایر بوده توسط اولیای دانش اموزان بصورت تساوی پرداخت میشده است . مکان این کلاس در یکی از اتاقهای مسکونی موسی مافی بزرگ خاندان مافی بوده است .در این دوره چند نفر موفق به یادگیری قران شده اند که برای بانیان ان صالحات و باقیات محسوب میشود . ملا حاجی استادقران انسانی وارسته مهذب و سخت به مسایل مذهبی پایبند بوده است .

بعد از توقف کوتاهی بنابه درخواست تعدادی از اولیای بچه ها شخص دیگری بنام ملاحسین نوری الموتی

که در کوندج ساکن بوده به دعوت مردم انجیلاق پاسخ مثبت داده و به انجیلاق نقل مکان میکند . مکتب خانه جدیدی دایر میگردد . وچند سال ادامه پیدا میکند . تا سال ۱۳۴۲ که مدارس جدید با سبک وشیوه

مدرن بعد اانقلاب سفید با اعزام سپاهیان دانش شکل گرفت .

چهره های ماندگار

در انجیلاق مردان بزرگی بوده اند وکنون نیز هستند که الحق میتوانند برای نسل امروز بعنوان الگو باشند  این افراد با انکه تعددی از انها سواد هم نداشتند اما با توجه به تربیت مذهبی سنتی بسیار خود ساخته بوده اند. که ما بعنوان نمونه به چند نفر  از انها اشاره میکنیم  تا شاید دین خود را ادا کرده باشیم .

۱- موسی مافی از بزرگان مهاجر کرد که در سال ۱۳۱۲ بعداز مهاجرت به روستاهای مختلف نهایتا از کوندج به انجیلاق امده وبا خرید قسمتی از زمینهای کشاورزی انجیلاق بعنوان خرده مالک مشغول کشاورزی شده است . این مرد دارای اخلاق حسنه انسانی نیکوکار حیر خواه مردم و در کارهای عمرانی پیشقدم بوده که ساخت اولین مسجد انجیلاق با همت و اهتمام این مرد بزرگ انجام شده است . وی که در سال ۱۳۳۵ به رحمت ایزدی پیوسته همیشه از او به نیکی یاد میشود . ساخت اسیاب ابی از دیگر کارهای وی میباشد . نامبرده دارای دو پسر به نامهای حسن و محمد حنیفه بوده که اولی قبل از خودش به رحمت ایزدی پیوسته ودومی در حال حاضر در قید حیات میباشد .

۲-حاج عربعلی عبدی بزرگ خاندان عبدی فرزند کربلایی کرم از بزرگان معروف میباشد .وی سالهای زیادی بعنوان نماینده مورد وثوق مردم چه قبل از انقلاب و چه تعداز انقلاب بوده . اما شهرت وی بیشتر به جنبه مذهبی وی است .منزل وی بعنوان یکی از پایگاهای روحانیت برای مبارزه بارژیم ستم شاهی بوده .

از خصوصیات ویژه ایشان پیشی گرفتن سلام از همه حتی جوانان و بچه ها همراه باتبسم مخصوص بوده

ضمن اینکه خود سازی تزکیه نفس حالات عرفانی نیز در ایشان کاملا مشهود بود . پیگیری کارهای عمرانی خدمات عمومی از قبیل ای لوله کشی . ساختن مسجد . مدرسه . و تلاش در بر پایی مراسمهای مذهبی. خیر خواهی مردم . مراجعه افراد برای حل مشکلات خودشان باعث گردیده از نامبرده بعنوان یکی از افراد نیک کار یاد شود وهمیشه یاد و خاطره او در اذهان باقی بماند.

۳- کربلایی محمد حسن احمدی . اصل ونسب وی از مهاجرین چاله است . اما در انجیلاق بعنوان انسانی با اخلاق . مذهبی .اهل مسجد . پیشقدم در کارهای خیر . قاری قران . محب اهل بیت عصمت وطهارت . نامبرده میشود .

۴- حاج جنت اله احمدی. نامبرده نیز از چالیان مهاجر میباشد . هوش وذکاوت وی زبانزد همه میباشد . نامبرده از قاریان قران ومحبان اهل بیت میباشد .

۵- سید جلیل حسینی. از سادات جلیل قدر میباشد که پدر وی از چناسک به چاله مهاجرت کرده و خود سید متولد روستای چاله میباشد.ودر سال ۱۳۳۵ همراه خانواده به روستای انجیلاق مهاجرت کرده .ایشان مردی متدین اهل زهد و تقوا و موذن مسجد انجیلاق بوده وهمواره مورد احترام اهالی انجیلاق بوده . وپدر شهید بزرگوار سید عمران حسینی میباشد . صدای زیبای اذان سید هیچ گاه از اذهان مردم متدین انجیلاق فراموش نمی شود .

۶- امید علی اکبری - فرزند مرحوم ملا نوروز علی از مهاجران چناسک میباشد . پدرش مرحوم نوروزعلی یکی از متدین معروف بوده است . مرحوم امیدعلی از مداحان اهل بیت عصمت و طهارت بوده است . ایشان بیش از دو دهه تنها نوحه خوان ایام محرم بوده ضمن اینکه موذن و مکبر مساجد انجیلاق نیز بوده است ۷- حاج ملا حسین نوری الموتی . ازمعلمان و قاریان قران بوده وشاگردان زیادی راتربیت کرده است . صوت زیبای قران حاج ملا بسیار معروف است .

۷- احمد علی اکبری. بزرگ خاندان اکبری از اولین مهاجران چاله میباشد وی به همراه دو تن از دوستانش بنام علی قلی و رضاقلی احمدی در سال ۱۳۲۸ بصورت اعتراض نسبت به حاکمیت ارباب شبانه بدون اطلاع خانواده هایشان محل اقامت خود را ترک کرده وپس از مدتها سرگردانی در انجیلاق ساکن میشوند .از خصوصیات بارز مرحوم احمد علی اکبری. خواندن مداوم قران در تمام دوران عمر میباشد لازم به ذکر است نامبرده متولد ۱۲۶۶ میباشد که در سال ۱۳۶۶ به رحمت ایزدی پیوست در طول یک قرن عمر خود بصورت مداوم بعد از هر نماز یک جز. قران میخوانده  که در جای خود بسیار جالب است . ضمن اینکه هرگز از عینک استفاده نکرده است . وحتی یک بار هم به پزشک مراجعه نکرده . راز سلامتی خود را تلاوت قران میدانست .ادامه دارد

تاریخ انجیلاق

انجیلاق دارای پیشینه تاریخی زیادی دارد . انشا اله دراین بخش با توجه به اثار تاریخی به جامانده

از گذشتگا ن در حد توان به پیشینه تاریخی انجیلاق خواهیم پرداخت .

درنقاط مختلفی از صحراهای انجیلاق اثار سکونت گذشتگان دیده میشود .

در اسفناغ چشمه که یک از این نقاط میباشد در اطراف چشمه اثار خانه های تخریب شده وجود دارد که حاکی از ان است تعداد اندکی خانواده بصورت موقت در فصولی لز سال زندگی میکرده اند که شغل اصلی انان گله دلری بوده است .

دشت وسیعی در شرق روستا قرار دارد که بنام زرین گلک معروف است در تپه ورودی این دشت آثار سکونت دیده میشود به نظر میرسد این تپه از تخریب خانه های قدیمی که چندان هم محکم نبوده

تشکیل شده است .با کمی دقت وتامل متوجه میشویم سکنه اینجا از سکنه اسفناغ چشمه متمدن تر بوده اند . مکان دیگری که آثار سکونت دیده میشود در شمال قرار دارد این مکان در میان تپه های زیادی

که چشمه زیبایی را در دل خود قرارداده بنام انجیلاق قدیم یا به زبان محلی کهنه انجیلاق نامید ه میشود.در این محل علاوه بر وجود اثار سکونت قبرستان قدیمی نیز وجود دارد .کشاورزی در اینجا رونق خوبی داشته است لوبیا . ذرت . پنبه . کندم . جو .عدس . ماش از محصوولات و حبوبات معروف این منطقه می باشد .مکانهای سابق ا لذکر از مناطق قشلاقی و کهنه انجیلاق منطقه ییلاقی مشترک بین انها بوده است . در سالهای پر ابی زندگی کوچ نشینی به همین منوال بوده است . اما با گذ شت سالهای پر ابی و وجود سالهای متمادی خشکسالی زندگی وشیوه ان تغییر کرد . اب که مایه حیات اولیه همه انسانها بوده زیادی یا کمبود و فقدان ان بر  زندگی انسانها تاثیر به سزایی داشته است . در انجیلاق هم خشکسالی باعث خشکی تنها چشمه این محل شده . و سکنه مجبور به ترک انجا شده .

ایجاد وپیدایش قنات که اب ان دایمی تر از چشمه میباشد باعث کوچ سکنه به نزدیکی ان شده سکنه انجیلاق قدیم باساختن خانه هایی در محل کنونی امامزاده تپه به این مکان امدند . زندگی ییلاق وقشلاق قدیم دیگر وجود نداشت تقریبا زندگی دایم در این مکان برای هردو طایفه رضایت بخش بوده .

ضمن کار کشاورزی وگله داری شغل جدیدی با وجود قنات ایجاد شد . این شغل جدید که سکنه روستا های اطراف هم به ان نیاز داشتند .رونق نسبتا خوبی به وضعیت امرار معاش اهالی بخشیده این شغل

اسیابانی بود . قنات که علاوه بر تامین اب شرب و اب کشاورزی میتوانست اسیاب را جهت ارد گندم بگردش دراورد. این اسیابها با توجه به مسیر اب قنات در غرب رودخانه به سمت حصاردشت و در امتداد رود خانه به سمت جنوب ان قرار داشت .آثار و بقایای این آسیابها در کنار رود خانه مدام اباد هنوز به چشم میخورد .سالهای زیادی به این منوال گذشته . وجود قبرستان قدیمی درکنار زمین فوتبال فعلی

حکایت ازر زندگی سالهای زیادی را در امامزاده تپه دارد. وقوع زلزله مهیب وتخریب تمام خانه ها و کشته شدن زیادی از اهالی و غیر باز سازی خانه های تخریب شده بازماندگان مجروح واسیب دیده را به سمت

جنوب تپه یعنی مکان فعلی کشاند تا مجددا زندگی جدیدی را آغاز نمایند .استقرار در محل جدیدباعث گردید تا مهاجران دیگری از اطراف به اینجا رو اورند . این مهاجران عبارت بودند از دوره گرد محلی و کاسب و مکتبدار.از پیوند های

 

مهاجرت

موقعیت جغرافیایی انجیلاق باعث گردیده از سالهای دور از اطراف و اکناف به این روستا مهاجرت نمایند.

ما در این بخش به تفصیل راجع به مهاجرت وتاثیر ان بر اقتصاد . فرهنگ . و سایر حوزه ها خواهیم پرداخت.