کار افرینی روستایی

پیر مرد فرزانه وانوشیروان

معروف است که نوشیروان فرمان داد هرکس جمله حکیمانه ای بگوید چهارصد سکه طلا به او بدهند.روزی از کنار مزرعه ای میگذشت پیرمرد نود ساله ای مشغول کاشت درخت گردو بود .جلو رفت وگفت پیرمرد درخت گردو بیست سال طول میکشد تا میوه دهد عمر تو نمیرسد که بهره ای ببری .پپرمرد گفت دیگران کاشتند وما خوردیم ما میکاریم ودیگران بخورند .انوشیروان از این جمله پیر مرد خوشش آمد دستور داد چهارصد سکه طلا به او بدهند پیرمرد گفت قبله عالم درخت گردوی من همین الان ثمر داد انوشیروان خوشش آمد دستور داد چهارصد سکه طلا دوباره به اوبدهند پیرمرد به انوشیروان گفت درخت گردو سالی یک بار میوه میدهد درخت من دوبار میوه داد .انوشیروان دستور داد چهارصد سکه دیگر به او بدهند واز انجا به سرعت گذشت علت را از او جویا شدند گفت اگر بیشتر اینجا بمانیم این پیرمرد فرزانه خزانه مارا خالی میکند .