دیشب با میثم به حرم رفتیم مطاف یک پارچه جمعیت بود خودمان رابه رودخروشان جمعیت زدیم تمام جمعیت انگار که یک نفرند افراد در جمع حل شده اند پروانه وار به دور شمع معبود خود میگردند در هر دوری عده ای خارج میشوند همزمان عده ای وارد مدار دوار این دریای خروشان میشوند هرکس ضمن هماهنگی با جمع با خدای خودش نجوا میکند .طواف همه اش عشق است واظهار عجز در برابر معبود ومعشوق اصلی همه در نقش تسلیم بودن حضرت ابراهیم خلیل بت شکن تاریخ نمرود کش نمونه مشغول ایفای نقش خود هستند .وهاجر واسماعیل را نیز طواف میکنند.طواف از حجرالاسود شروع میشود وبه آن ختم میگردد.وآن سنگ سیاهی است که طبق روایت دست خدا در زمین است وچه ازدحامی برای بوسیدن در اطراف آن میبینی ماهم رفتیم اختلاط زن ومرد باعث شد من از نیمه راه  برگردم میثم با فشار واصرار عرق ریزان خودش را رساند دلی از عزا درآوردوبقول خودش حال کرد .امامن بطرف رکن عراقی آمدم خودم را به دیوار که از سنگ های جگری ساخته شده است ودر این ایام که پرده رابالا برده اند وپیداست رساندم واستلام کردم همچنان چسبیده به خانه تا حجر اسماعیل رسیدم اما حجر را بعلت ازدحام ازاین طرف بسته اند .ونتوانستم داخل شوم حجررا دور زدم واز رکن عراقی که قبله ایرانیهااز این سمت است عبور کردمرکن بعدی را شامی میگویند یعنی به طرف شام یا همان سوریه است در این رکن راحتر میتوان خود را به کعنه رساند تا رکن یمانی یا مستجار  تراکم جمعیت کمتر است در مستجار شلوغ است ضمنا اینجا همانجایی است که طبق روایات شیعه فاطمه بنت اسدمادر گرامی آقاامیرالمومنین (ع) داخل شده ودر آنجا وضع حمل کرده وبعد از سه روز خارج شده است.