انجیلاق

تاریخ و جغرافیا

در ژاپن، تاثير "بسم الله الرحمن الرحيم" بر اب زمزم بررسي شد  

[1387/01/17 - 14:00 ]

با توجه به آزمايش‌ها و مطالعات زيادی كه بر آب زمزم انجام‌‌شد، اين نتيجه به دست‌آمد كه اگر يك قطره از زمزم با هزار قطره آب معمولی مخلوط‌شود، بلورهای تشكيل‌دهنده آن تغيير شكل‌داده و خاصيت زمزم را پيدامی‌كنند. ...


 مركز پژوهشی «هادو» در توكيو در تحقيقی جامع با استفاده از فن‌آوری نانو، تأثير تلاوت آيات الهی بر روی آب زمزم را مورد بررسی‌ قرارداد.

به گزارش روز شنبه خبرگزاری الثورة يمن، «ماسارو ايموتو»، رييس مركز پژوهشی هادو در توكيو با بيان اين‌كه در اين تحقيق به نتايج ارزنده و عجيبی دست‌يافته‌اند، گفت: تلاوت آيه «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم» تأثير عجيبی بر روی بلورهای آب زمزم دارد، به طوری كه هنگام تلاوت اين آيه مبارك حباب‌های زيبايی بر روی اين آب تشكيل‌می‌شود.

اين پژوهشگر ژاپنی همچنين گفت: از بزرگ‌ترين تجاربی كه در نتيجه آزمايش بر روی آب زمزم به دست‌آمده، اين است كه هنگامی كه در كنار ظرفی از آب زمزم آياتی از قرآن‌كريم تلاوت‌‌شود، بلورهايی رمزگونه و زيبا بر روی آن شكل‌می‌گيرد.

رييس مركز پژوهشی هادو با اشاره به اين‌كه آب زمزم ويژگی‌های خاصی دارد كه تغيير در آن امكان‌پذير نيست، افزود: اين آب ويژگی‌های منحصر به فردی دارد كه در ساير آب‌ها يافت‌نمی‌شود.

وی گفت: با توجه به آزمايش‌ها و مطالعات زيادی كه بر آب زمزم انجام‌‌شد، اين نتيجه به دست‌آمد كه اگر يك قطره از زمزم با هزار قطره آب معمولی مخلوط‌شود، بلورهای تشكيل‌دهنده آن تغيير شكل‌داده و خاصيت زمزم را پيدامی‌كنند.

ماسارو ايموتو كه صاحب نظريه «تأثيرپذيری اشكال ذرات آب از عوامل خارجی» است، تصريح‌كرد: تا به حال هيچ لابراتوار و يا آزمايشگاهی نتوانسته‌است ويژگی‌های خاص اين آب را تغييردهد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 22:41  توسط امير احمدي  | 

 
 
پایگاه امداد و نجات هوایی و زمینی در قزوین احداث می شود
 
 
خبرگزاری فارس: مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان قزوین از احداث پایگاه امداد و نجات با امکاناتی مختلفی چون محل فرود اضطراری چرخ بال، بیمارستان صحرایی و غیره در این استان قزوین خبر داد.
حبیب الله جمشیدی امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در قزوین اظهار داشت: یکی از اقدامات مهم جمعیت هلال احمر استان قزوین احداث پایگاه امداد و نجات است که در این پایگاه امکاناتی نظیر بیمارستان صحرایی، محل فرود اضطراری چرخ بال و غیره وجود خواهد داشت.
وی ادامه داد: در این پایگاه امکان پذیرش و پذیرایی از امدادگران کشورهای خارجی، نگهداری و به کارگیری حیوانات آموزش دیده برای امداد، اتاق مدیریت بحران و نگهداری لوازم و وسایل برای پشتیبانی، اسکان و تغذیه اضطراری جمعیت زیرپوشش وجود دارد.
مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان قزوین اضافه کرد: این پایگاه در زمینی به مساحت ۱۰ هکتار در ابتدای جاده انجیلاق احداث خواهد شد که مراحل نهایی واگذاری رسمی این زمین از سوی منابع طبیعی به جمیعت هلال احمر در حال انجام است.
بوده، در هنگام بروز حادثه نیازمند پایگاه امدادی است از این رو در این محل پایگاه امداد و جاده ای در حال احداث است که تاکنون ۹۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.
مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان قزوین خاطر نشان ساخت: برای احداث این پایگاه یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون ریال اعتبار اختصاص داده شده که تا پایان سال جاری به بهره برداری می رسد.

مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان قزوین در بخش دیگری از سخنان خود از احداث مجهز ترین پایگاه امداد و نجات استان قزوین درآبیک خبر داد و گفت در این پایگاه امکان اسکان اضطراری ،بیمارستان صحرایی ، استقرار پایگاه هوایی استان ، امکانات نگهداری و بکار گیری تجسس های امدادی ، اتاق مدیریت بحران ، امکانات وسیع آموزشی و ...  با  5 میلیارد تومان اعتبار پیش بینی شده در زمینی به مساحت 5 هکتار در روستای انجیلاق آبیک احداث خواهد شد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 19:2  توسط امير احمدي  | 

دشت وسیعی از زمینهای غرب انجیلاق به سمت حصار خروان را در زبان محلی حصار دشت مینامند . این منطقه از شمال به سیاه کوه و زودره زرجه بستان از شرق به رود خانه مدام اباد ومحل انجیلاق واز جنوب به اتوبان قزوین تهران از غزب به رود خانه هلال رود محدود میشود . وجود شیار های رود خانه ای دلالت بر این داردکه این منطقه از ذخایر رود خانه ای از قبیل شن وماسه فراوانی برخوردار است . در تقسیم بندی اداره ثبت این منطقه همان قطعه یک میباشد که در صورت مجلس تفکیکی اداره ثبت کلیه حدود و ثغور ان ثبت گردیده است .اثار تاریخی به جا مانده از این منطقه حاکی از ان است که در گذشته به علت مجاورت با رود خانه مدام اباد از لحاظ اقتصادی اهمیت فراوانی داشته است . با توجه به اینکه داشتن اسیاب ابی برای روستاییان حایز اهمیت بوده اثار چند اسیاب ابی قدیمی در طول مسیر رودخانه به چشم میخورد . در این منطقه کشاورزی ابی هم وجود داشته ضمن اینکه اثار  باغهای میوه .و درختان بادام تا چندی پیش وجود داشت . وجود گورستان قدیمی در جنوب ان یعنی همین جایی که الان شرکت اسفالت افتاب دایر گردیده حکایت از قدمت تاریخی ان دارد. حصار دشت تا زمانی که در اختیار کشاورزان بوده کاملا احیا بوده متاسفانه هم اکنون مالکین این منطقه کشاورزی را رها کرده و قسمت اعظم ان بصورت بایر درامده و در تملک دولت قرار گرفته است .الان از معادن شن وماسه ان میتوان در جهت شکوفایی اقتصادی منطقه استفاده بهینه نمود . امیواریم روزی میراث فرهنگی نسبت به احیای اسیاب های ابی و کشف گورستان قدیمی ان اقدام نماید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 18:51  توسط امير احمدي  | 

۱- درسال ۱۴۰۰ یعنی دوازده سال دیگر درزمینهای شمال شرقی انجیلاق موسوم به تپه ها در شمال زرینگلک پارک تفریحی ۵۰۰ هکتاری چیزی شبیه به پارک باراجین ( فدک ) فعلی قزوین ایجاد می شود

۲- در زرینگلک شهرک مسکونی کاسپین ایجاد میشود .

۳- اب شرب انجیلاق از کوندج به طول ۴ کیلومتر تامین میشود .

۴- لوله کشی گاز انجیلاق طی دو سال اینده انجام میشود .

۵- در بالای قلور و اطراف ان پایگاه هوایی امداد هلال احمر با تجهیزات کامل از جمله بیمارستان .تفرجگاه .پمپ بنزین . اسایشگاه .دانشکده ایجاد خواهد شد .

۶- جاده قزوین شمال از محدوده انجیلاق می گذرد .

۷-انجیلاق نامی اشنا برای همه میشود .

۸- مکانهای تاریخی انجیلاق احیا می شود .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 23:12  توسط امير احمدي  | 


هان ايمانيان ؛ پيام آورده ايم؛ گوش هوش فرا داريد؛


از مدينه قصه ها ؛ از بقيع غصه ها ؛ از احد اشک ها ؛ از کعبه نداي ابراهيم خليل الله ؛از حجر و حجر تکبير ايمانيان ؛ از عرفات و مشعر و مني و مروه و صفا و زمزم ؛سرود توحيديان و از سر زمين غدير خم ؛طنين خطابه ي  من کنت مولاه فعلي مولا   را.


پس پاسخمان چه بود؟


 از مکه بوي جدايي ؛ از صفا و مروه هروله فرار ؛ از عرفات و مشعر و مني سرود بت پرستي ؛ از سرزمين غدير خم پيام فراموشي ؛ از مدينه بوي نيرنگ سقيفه ؛ از فرات نداي وا عطشا ؛ و از کرب و بلا ................بوي خون


 


 


مادر او ام البنين بود.ام البنين ارادت خاص نسبت به امام حسين (ع) داشت. عشق و علاقه او به حسين به حدي بود که بعد از واقعه عاشورا وقتي خبر شهادت فرزندانش را به او ميدهند ميگويد: (اخبرني عن ابي عبدالله ع) از حال حسين بگو.


از رشادتهاي خاص او داستانها نقل شده از رشادت او در جنگ جمل و صفين .


در شب عاشورا خطاب به امام خويش فرمود آيا از تو جدا شويم تا پس از تو زنده بمانيم؟ نه هرگز خدا چنين روزي را براي ما نياورد.


در مقام او همين بس که دو امام معصوم بر بازوي او بوسه زدند : يکي امير مومنان ؛ به هنگام تولد بر بازوان کوچک او بوسه زد و اشک ريخت و دومين مورد روز عاشورا حسين بر دستان او بوسه زد .


در علو شان ؛ جلالت و رتبت او نوشته اند که: امام سجاد (ع) فرمود: خدا رحمت کند اورا که با پيروزي در امتحان جانش را فداي برادر کرد تا آنجا که دست هايش از تن جدا شد .


تاريخ نگاران نوشته اند که: او انساني خوش قامت و رعنا بود هنگامي که بر اسب مي نشست پايش به زمين ميرسيد او را ماه بني هاشم ميگفتند.


در عصر تاسوعا هنگامي که سپاه باطل حمله کرد امام به او فرمودند : (جان من فدايت سوار شو )و او پرچمدار سپاه توحيد بود.


وقتي ياران حسين شهيد شدند طاقت او طاق شد و اذن ميدان خواست امام به شدت گريست و گفت : تو پرچمدار مني.


وقتي فرياد العطش کودکان به گوش اورسيد با اذن امام به سمت شريعه فرات رفت اورفت تا الي الابد فرات و آب را شرمنده خود نمايد.


او چون شيري خشمگين بر چهار هزار نفر از محافظان شريعه حمله برد و آنان را متفرق ساخت و وارد شريعه شد و کفي از آب بر گرفت:


(فذکر عطش الحسين و اهل بيته )


آب را روي آب ريخت و مشکي پر از آب نمود و هنگام بازگشت به سوي خيام دشمنان کينه توز از کمين گاه بر او حمله کردند  با ضربتي ابتدا دست راست و سپس دست چپ را از بازو جدا نمودند .


او مشک را بر دندان گرفت و کوشيد تا آب را به لب تشنگان برساند ؛ اما ناگهان تيري به مشک اصابت کرد و آب فرو ريخت .در چنين وضعي ناگهان عمود آهنين بر فرق مبارکش فرود آمد و تيري بر سينه اش اصابت کرد و تيري ديگر به چشم مبارکش خورد.


در اين هنگام : (يا اخا ادرک اخا) و ناله زهرا :(آه پسرم )


و ناله امام :اينک پشتم شکست ؛توان و عزمم کاهش يافت و دشمنم شادمان گشت.


امام از کنار بدن خونين او به سوي خيمه ها باز گشت در حالي که شکسته دل ؛ محزون و گريان بود .


او الشهيد ؛ باب الحوائج ؛عبد صالح ؛ساقي لب تشنگان ؛قمر بني هاشم ؛ عباس ابن علي (ع) بود.

امیر احمدی

 


يا رب نظر تو بر نگردد


 


 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 1:49  توسط امير احمدي  | 

شهادت جناب قاسم بن الحسن بن علی بن ابيطالب عليه السلام .

سهيل سر زده گفتي مگر ز سمت يمن
رخ چو ماه تمام و قدي چو سرو چمن
نمود در بر خود پيرهن به شكل كفن

ز برج خيمه برآمد چو قاسم بن حسن
ز خيمگاه به ميدان كين روان گرديد
گرفت تيغ عدو سوز را به كف چون هلال

قاسم بن الحسين عليه السلام به عزم جهاد قدم به سوي معركه نهاد، چون حضرت سيدالشهداء عليه السلام نظرش بر فرزند برادر افتاد كه جان گرامي بر كف دست نهاده آهنگ ميدان كرده، بي‌تواني پيش شد و دست به گردن قاسم درآورد و او را در بر كشيد و هر دو تن چندان بگريستند كه در روايت وارد شده حَتّي غٌشِي عَلَيْهِما، پس قاسم گريست و دست و پاي عم خود را چندان بوسيد تا اذن حاصل نمود، پس جناب قاسم عليه السلام به ميدان آمد در حالي كه اشكش به صورت جاري بود و مي‌فرمود:

سِبْطِ النَّبِيّ الْمُصْطَفي الْمُؤْتَمِن
بَيْنَ اُناسٍ لاسُقُوا صَوْبَ المَزنِ

اِنْ تَنْكرُوٌني فَانَا اْبنُ الْحَسَنِ
هذا حُسَيْنٌ كَالْاَسيرالْمُرْتَهَن

پس كارزار سختي نمود و به آن صغر سن و خردسالي سي و پنج تن را به درك فرستاد. حميد بن مسلم گفته كه من در ميان لشكر عمر سعد بودم پسري ديدم كه به ميدان آمده گويا صورتش پاره ماه است و پيراهن و ازاري در برداشت و نعليني در پا داشت كه بند يكي از آنها گيسخته شده بود و من فراموش نمي‌كنم كه بند نعلين چپش بود، عمرو بن سعد ازدي گفت: به خدا سوگند كه من بر اين پسر حمله مي‌كنم و او را به قتل مي‌رسانم، گفتم سبحان الله اين چه اراده است كه نموده‌اي؟ اين جماعت كه دور او را احاطه كرده‌اند از براي كفايت امر او بس است ديگر ترا چه لازم است كه خود را در خون او شريك كني؟ گفت به خدا قسم كه از اين انديشه برنگردم، پس اسب برانگيخت و رو برنگردانيد تا آنگاه كه شمشيري بر فرق آن مظلوم زد و سر او شكافت پس قاسم به صورت بر روي زمين افتاد و فرياد برداشت كه يا عماه چون صداي قاسم به گوش حضرت امام حسين عليه السلام رسيد تعجيل كرد مانند عقابي كه از بلندي به زير آمد صفها را شكافت و مانند شير غضبناك حمله بر لشكر كرد تا به عمرو (لعين) قاتل جناب قاسم رسيد، پس تيغي حواله آن ملعون نمود، عمرو دست خود را پيش داد حضرت دست او را از مرفق جدا كرد پس آن ملعون صيحه عظيمي زد. لشكر كوفه جنبش كردند و حمله آوردند تا مگر عمرو را از چنگ امام عليه السلام بربايند همينكه هجوم آوردند بدن او پامال سم ستوران گشت و كشته شد. پس چون گرد و غبار معركه فرو نشست ديدند امام عليه السلام بالاي سر قاسم است و آن جوان در حال جان كندنست و پاي به زمين مي‌سايد و عزم پرواز به اعلي عليين دارد و حضرت مي‌فرمايد سوگند با خداي كه دشوار است بر عم تو كه او را بخواني و اجابت نتواند و اگر اجابت كند اعانت نتواند و اگر اعانت كند ترا سودي نبخشد، دور باشند از رحمت خدا جماعتي كه ترا كشتند. هذا يَوْم وَاللهِ كَثُرَواتِرُهُ وَ قَلَّ ناصِرُهُ.

آنگاه قاسم را از خاك برداشت و در بر كشيد و سينه او را به سينه خود چسبانيد و به سوي سراپرده روان گشت در حالي كه پاهاي قاسم در زمين كشيده مي‌شد. پس او را برد در نزد پسرش علي بن الحسين عليه السلام در ميان كشتگان اهلبيت خود جاي داد، آنگاه گفت بارالها تو آگاهي كه اين جماعت مار ا دعوت كردند كه ياري ما كنند اكنون دست از نصرت ما برداشته و با دشمن ما يار شدند، اي داور دادخواه اين جماعت را نابود ساز و ايشان را هلاك كن و پراكنده گردان و يكتن از ايشان را باقي مگذار، و مغفرت و آمرزش خود را هرگز شامل حال ايشان مگردان.

آنگاه فرمود اي عموزادگان من صبر نمائيد اي اهلبيت من شكيبائي كنيد و بدانيد بعد از اين روزخواري و خذلان هرگز نخواهيد ديد.

مخفي نماند كه قصه دامادي جناب قاسم عليه السلام در كربلا و تزويج او فاطه بنت الحسين (ع) را صحت ندارد چه آنكه در كتب معتبره به نظر نرسيده و به علاوه آنكه حضرت امام حسين عليه السلام را دو دختر بوده چنانكه در كتب معتبره ذكر شده، يكي سكينه كه شيخ طبرسي فرمود: سيدالشهداء عليه السلام او را تزويج عبدالله كرده بود و پيش از آنكه زفاف حاصل شود عبدالله شهيد گرديد. و ديگر فاطمه كه زوجه حسن مثني بوده كه در كربلا حاضر بود چنانكه در احوال امام حسين عليه السلام به آن اشاره شده، و اگر استناداً به اخبار غير معتبره گفته شود كه جناب امام حسين عليه السلام را فاطمه ديگر بوده گوئيم كه او فاطمه صغري است و در مدينه بوده و او را نتوان با قاسم بن حسن عليهماالسلام بست و الله تعالي العالم.

شيخ اجل محدث متتبع ماهر ثقه الاسلام آقاي حاج ميرزا حسين نوري نور الله مرقده در كتاب لؤلؤ و مرجان فرموده و به مقتضاي تمام كتب معتمده سالفه مولفه در فن حديث و انساب و سير نتوان براي حضرت سيدالشهداء عليه السلام دختر قابل تزويج بي‌شوهري پيدا كرد كه اين قضيه قطع نظر از صحت و قسم آن به حسب نقل و قوعش ممكن باشد. اما قصه زبيده و شهربانو و قاسم ثاني در خاك ري و اطراف آن كه در السنه عوام دائر شده، پس از آن خيالات واهيه است كه بايد در پشت كتاب رموز حمزه و ساير كتابهاي معجوله نوشت، و شواهد كذب بودن آن بسيار است، و تمام علماي انساب متفقند كه قاسم بن الحسن (ع) عقب ندارد انتهي كلامع رفع مقامه.

بعضي از ارباب مقاتل گفته‌اند كه بعد از شهادت جناب قاسم عليه السلام بيرون شد به سوي ميدان عبدالله بن الحسن عليه السلام و رجز خواند:

ضْرغامُ اجامٍ وَ لَيْثٌ قَسْوَرَه
اَكيلُكُمْ بِالسًّيْفِ كَيْلَ السَّنْدَرَهِ

اِنْ تُنْكِرُوني فَانَا ابْنُ حَيْدَرَه
عَلَي الاَعادي مِثْلَ ريحٍ صَرْصَرَهٍ

و حمله كرد و چهارده تن را به خاك هلاك افكند، پس هاني بن ثبيت خضرمي بر وي تاخت و او را مقتول ساخت پس صورتش سياه گشت. و ابوالفرج گفته كه حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام فرموده كه حرمله بن كاهل اسدي او را به قتل رسانيد.

مؤلف گويد: كه مقتل عبدالله را در ضمن مقتل جناب امام حسين عليه السلام ايراد خواهيم كرد انشاء‌الله تعالي.

و ابوبكر بن الحسن (ع) كه مادرش ام ولد بوده و با جناب قاسم عليه السلام برادر پدر مادري بود، عبدالله بن عقبه غنوي او را به قتل رسانيد. و از حضرت باقر عليه السلام مرويست كه عقيه غنوي او را شهيد كرد،‌ و سليمان بن قته اشاره به او نمود           برگرفته از کتاب منتهی الامال ، اثر حاج شیخ عبّاس قمی

تهیه کننده . امیر احمدی 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 1:3  توسط امير احمدي  | 

 

 

نمي‌دانم تو را در ابر ديدم يا كجا ديدم
به هر جايي كه رو كردم فقط روي تو را ديدم

تو را در مثنوي، در ني، تو را در‌هاي و هو، در هي
تو را در بند بند ناله‌هاي بي صدا ديدم

تو مانند ترنم، مثل گل، عين غزل بودي
تو را شكل توسل، مثل ندبه، چون دعا ديدم

دوباره ليله القدر آمد و شوريدگي‌هايم
تب شعر و غزل گل كرد و شور نينوا ديدم

شب موييدن شب آمد و موييدن شاعر
شكستم در خودم از بس كه باران بلا ديدم

صدايت كردم و آيينه‌ها تابيد در چشمم
نگاهم را به دالان بهشتي تازه وا ديدم

نگاهم كردي و باران يكريز غزل آمد
نگاهت كردم و رنگين كماني از خدا ديدم

تو را در شمع‌ها، قنديل‌ها، در عود، در اسپند
دلم را پرزنان در حلقه پروانه‌ها ديدم

تو را پيچيده در خون، در حرير ظهر عاشورا
تو را در واژه‌هاي سبز رنگ ربنا ديدم

تو را در آبشار وحي جبرائيل و ميكائيل
تو را يك ظهر زخمي در زمين كربلا ديدم

تو را ديدم كه مي‌چرخيد گردت خانه كعبه
خدا را در حرم گم كرده بودم، در شما ديدم

شبيه سايه تو كعبه دنبالت به راه افتاد
تو حج بودي، تو را هم مروه ديدم، هم صفا ديدم

شب تنهاي عاشورا و اشباحي كه گم گشتند
تو را در آن شب تاريك، «مصباح الهدي» ديدم

در اوج كبر و در اوج رياي شام ـ ‌اي كعبه ـ
تو را هم شانه و هم شان كوي كبريا ديدم

دمي كه اسب‌ها بر پيكر تو تاخت آوردند
تو را‌ اي بي‌كفن، در كسوت آل عبا ديدم

دليل مرتضي! شبه پيمبر! گريه زهرا(س)
تو را محكمترين تفسير راز «انما» ديدم

هجوم نيزه‌ها بود و قنوت مهربان تو
تو را در موج موج ربنا در «آتنا» ديدم

تو را ديدم كه داري دست در دستان ابراهيم
تو را با داغ حيدر، كوچه كوچه، پا به پا ديدم

تو را هر روز با ‌اندوه ابراهيم، همسايه
تو را با حلق اسماعيل، هر شب همصدا ديدم

همان شب كه سرت بر نيزه‌ها قرآن تلاوت كرد
تو را در دامن زهرا(س) و دوش مصطفي(ص) ديدم

تنور خولي و تنهايي خورشيد در غربت
تو را در چاه حيدر همنواي مرتضي ديدم

سرت بر نيزه قرآن خواند و جبرائيل حيران ماند
و من از كربلا تا شام را غار حرا ديدم

به يحيي و سياوش جلوه مي‌بخشد گل خونت
تو را ‌اي صبح صادق با امام مجتبي (ع) ديدم

تو را دلتنگ در دلتنگي شامي غريبانه
تو را بي‌تاب در بي‌تابي طشت طلا ديدم

شكستم در قصيده، در غزل،‌اي جان شور و شعر
تو را وقتي كه در فرياد «ادرك يا اخا» ديدم

تمام راه را بر نيزه‌ها با پاي سر رفتي
به غيرت پا به پاي زينب كبري تو را ديدم

دل و دست از پليدي‌هاي اين دنيا شبي شستم
كه خونت را حناي دست مشتي بي حيا ديدم

چنان فواره زد خون تو تا منظومه ي شمسي
كه از خورشيد هم خون رشيدت را فرا ديدم

مصيبت ماند و حيرت ماند و غربت ماند و عشق تو
ولا را در بلا جستم، بلا را در ولا ديدم

تصور از تفكر ماند و خون تو تداوم يافت
تو را خون خدا، خون خدا، خون خدا ديدم


امیر احمدی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 0:57  توسط امير احمدي  | 

عزا داران حسینی در روستای انجیلاق با نصب پلاکارد در پیشاپیش دسته های زنجیر زنی حمایت خود را از مردم ستمدیده غزه اعلام کردند. این عزاداران به پیروی از شهید مطهری کربلای امروز را غزه دانستند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکسها از نجف روشناس

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 1:6  توسط امير احمدي  | 

پدر مختار ابو عبیده از فرماندهان لایق اسلام بود و مادرش دومه دختر وهب بن عمرو از قبیله بنی ثقیف بود که در طایف زندگی میکردند . مختار در سال اول هجری متولد شد ودر موقع خروج ۶۶ ساله بود . شخصیت ممتاز مختار از نظر دلاوری و شجاعت و سخاوت و کاردانی در عرب مشهور است . موقع شهادت مسلم بن عقیل در خارج از کوفه بود مختار شبانه به کوفه امد اما ابن زیاد او را زندانی کرد وبا واسطه عبدا له بن عمر داماد مختار او ازاد شد وبه مکه رفت و زمینه فعالیت خود را اماده کرد . ادامه دارد
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 10:9  توسط امير احمدي  | 

از اینکه لیلی مادر حضرت علی اکبر در کربلا حضور داشت یا نه . میان مورخان اختلاف است برخی عقیده بر این است که ان بانو ییش از وقایع کربلا وفات یافته ودر کربلا حضور نداشته است ودلیلشان هم این است که چون مادر لیلی میمونه دختر ابو سفیان و خواهر معاویه وعمه یزید بود بخاطر او حضرت علی اکبر را که پسر عمه یزید بود نمی کشتند . البته این نظر با توجه به خباثت لشگر عمر سعد بعید به نظر میرسد چون انها احترام امام را که پسر پیغمبر بود نگه نداشتند . قطعا انها احترام فامیلی لیلی را هم نگه نمی داشتند . اما اینکه لیلی در کربلا بوده بسیار بعید است چون منابع معتبر بودن لیلی در کربلا را تا یید نمی کنند .
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 9:56  توسط امير احمدي  | 

مردم خدای جوی انجیلاق از اول محرم باشور واشتیاق برای عزا داری سرور و سالار شهیدان در مسجد امام حسین به نوحه خوانی وسینه زنی مشغول میباشند . هر شب یک بانی جهت پذیرایی مسول تهیه میباشد . نماز جماعت . زیارت عاشورا مداحی از دیگر برنامه  های این مسجد میباشد .

 

به همت والای تعدادی از اهالی سرویسهای بهداشتی مسجد راه اندازی شد.

نو جوانی به نام مافی هنگام نصب پلاکارت برای محرم دچار برق گرفتگی شد . هیات عزا داری برای شفای این نو جوان دعا کردند .

هیات عزاداری امام حسین در روز عاشورا طبق سنت هر ساله برای عزض اردات به خاندان عصمت و طهارت و هم دردی با سایر عزا داران صبح عازم امامزاده احمد ومحمود در حصار خروان شدند. این هیات با نوحه خوانی و زنجیر زنی با نظو خاصی که هر بیننده را به خود جلب میکرد .وارد محوطه امامزاده شدندو مورد استقبال عزاداران حصاری قرار گرفتند وانه ضمن خوش امد گویی از عزاداران انجیلاقی پذیرایی کردند

عزا داران طوری حرکت کردند که برای اذان ظهر در مسجد جهت اقامه نماز مستقر شدند . و اذان ظهر را عزاداران بصورت دسته جمعی گفتند . ویاد وخاطره نماز ظهر امام حسین را گرامی داشتند .

حجه الا سلام میرزایی امام جماعت مسجد برای نماز گزاران در باره امام حسین واهداف مقدس ایشان سخنرانی کردند .

مراسم شام غریبان شهدای کربلا در انجیلاق میان حزن واندوه عزاداران برگزار شد . این مراسم با مداحی زیبای زمانی از مداحان جوان وبا ذوق ادامه داشت .

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 18:52  توسط امير احمدي  | 

کربلا واقعا نمایشگاه است .خدا وند توفیق داد تا یک بار دیگر به کربلا مشرف شوم چند روز مانده به محرم وقتی به سر زمین کربلا رسیدم به فکر فرو رفتم هرچه فکر کردم دیدم از یک نمایشگاه دیدن میکنم . در این نماشگاه هرکس کالای خود را به نمایش گذاشته اشت به قول باباطاهر .

دلا خوبان دل خونین پسندند                دلا خون شو که خوبان این پسندند

متاع کفرودین بی مشتری نیست          گروهی این گروهی ان پسندند

در این نمایشگاه هرکس کالای خود را به نمایش گذاشته است . غرفه هایی از شقاوت وسنگدلی.بی رحمی .ظلم . ستم .رعب . وحشت . دنیا طلبی . جهل .مقام پرستی.اطفال کشی.خیمه اتش زدن .سر بریدن .اسب بر بدن تاختن . اب بستن بر روی اطفال .تاراج و غنیمت بردن .سر بالای نیزه گذاشتن .چوب بر لبان زدن . فخر فروشیی .قران زیر پا گذاشتن.وغرفه هایی از این قبیل که حال ادم بهم میخورد .

اما در یک طرف دیگر غرفه هایی از نور بود . ایمان . تقوا . امام شناسی . وفای به عهد . جان نثاری در راه قران . فدا کاری در رکاب امام .شهادت . احسان . ایثار . دفاع از اسلام ناب . سر دادن . دست دادن .گلوی بریده دادن .اسارت شدن . مرگ با عزت .نه گفتن به ستم .خون دادن . فداکاری. هر چه خوب بودن .از این غرفه ها دیدن کردم .ودرود بر شهیدان کربلا فرستادم و شرمنده از رویشان شدم تمنا کردم ازین کالای غرفه های خود ذره ای و اندکی به من و ماها بچشانند . التماس دعا

            

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 0:48  توسط امير احمدي  | 

در فرهنگ شیعه و در اموزه های دینی ما ماه محرم در میان ماه های سال جایگاه خاصی را دارا میباشد.مانند ماه رمضان . وقتی این دو ماه را با هم مقایسه میکنیم یک چیز هایی دستگیرمان میشود . مثلا ماه رمضان ماه کاشت است و محرم ماه برداشت . رمضان ماه خود سازی است و محرم ماه ساختن جامعه. رمضان ماه انقلاب درون است و محرم ماه انقلاب برون . رمضان ماه مبارزه با شیطان درون است و محرم ماه مبارزه با شیطان برون رمضان ماه جهاد اکبر است و محرم ماه جهاد اصغر است .رمضان ماه مبارزه با مارقین است و محرم ماه مبارزه با قاسطین. رمضان ماه چگونه زیستن است و محرم ماه چگونه مردن . رمضان ماه فزت به رب کعبه است و محرم ماه هیهات من ذلت است . ورمضان ماه علی است و محرم ماه حسین رمضان ومحرم ماه زینب است . رمضان ماه مبارزه با معاویه هاست ومحرم ماه مبارزه با یزیدیان است .علی امام هدایت و حسین مصباح هدایت و سفینه نجات  است . خداوندا ما را از رمضان و محرم جدا نکن که هیچ میشویم
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 0:12  توسط امير احمدي  |