عصری رفتم سر مزار تا فاتحه ای برای اموات بخوانم . رفتم سر مزار حاج ملا حسین نوری الموتی بعد از فاتحه برای او وخانمش که واقعا برای ما مثل مادر بود مقداری نشستم یاد قران خواندن اوافتادم چقردر صوت زیبایی داشت هنوز صدای زیبای او در گوشم طنین انداخته . داستانسرایی او دعا خواندنش ومکتبداری او . ومعلمی او رابه خاطر اوردم . مزار دولت خانم توجه ام راجلب کرد . شوخی های او همراه باتبسم مخصوص وتکه کلامش وجد مخصوصی در من ایجاد کرد براش فاتحه خواندم ودعا کردم او در بچه گی ما زحمت کشیده بود و حقی به گردان ما داشت . مزار سوم مزار حاج عربعلی بود بزرگ خاندان عبدی انسانی وارسته و خود ساخته و مهذب که همیشه ذکر در لبانش بود . با توجه به به این که زمانی با هم عضو شورای محل بودیم . خاطراتی زیادی از او دارم فاتحه ای برایش خواندم
این کوه دوقلو ی بهم چسبیده است. هر انجیلاقی هر روز هر کجا که باشد برایش قابل رویت است .وجودباغهای انگور در پای این کوه زیبایی خاصی به ان بخشیده است .
مورد دیگری که در باره قلور قابل ذکر است اینکه نام روستای کوندج واقع در جنوب قلور از این کوه گرفته شده است زیرا این دو کوه بسیار شبیه به کوهان شتر میباشد و چون روستای کوندج در دشت پایین این کوه واقع شده است در ابتدا کوهان دشت بوده و به مرور زمان به کهندج و در اخر به کوندج تبدیل شده است .
مور د دیگر اینکه این کوه دو قلو بسیار شبیه به کوه دوقلوی دیگری که در شمال شرقی انجیلاق ما بین انجیلاق و کبریت میان یعنی حصار دشت موسوم به سیاه کوه میباشد .و اما شباهت های این دو کوه .
۱- هردو دو قلو هستند . ۲- هر دو در کنار رود خانه واقع شده اند . قلور کنار رود خانه مدام اباد و سیاه کوه کنار رود خانه هلال رود . ۳- در فاصله کمی ازهر دو قلو ها به سمت جنوب یک تپه منفرد وجود دارد . ۴- در هر دو دو قلو سنگ های اذرین وجود دارد . ۴- علف های موجود در هر دو یکی میباشد .به نظر میرسد که در یک دوره زمین شناسی تشکیل شده اند .
کتیل = نوعی وسیله برای حمل محصولات کشاورزی
کولی = بزغاله چپش = بزغاله دوساله جیر = پایین جیر = با فتح ی یعنی بالا
بگوت= گفت بگوتم= گفتم هنیش= بنشین هنیشتم = نشستم
پابه زار= کفش بگوتی=گفتی منی = مال من تیی= مال تو اویی = مال او
بنشتم= نشستم بنشتی= نشستی بنشت= نشست بیامییم= امدم
بیامییه= امدی بیامه= امد بشیم = رفتم بشیی= رفتی بشه = رفت
بخوتم=خوابیدم بخوتی= خوابیدی بخوت= خوابید بچیم = چیدم بچیی=چیدی بچی=چید
مالان = گوسفندان گوان=گاوان پاکار= نگهبان مزرعه و باغ
بعد از توقف کوتاهی بنابه درخواست تعدادی از اولیای بچه ها شخص دیگری بنام ملاحسین نوری الموتی
که در کوندج ساکن بوده به دعوت مردم انجیلاق پاسخ مثبت داده و به انجیلاق نقل مکان میکند . مکتب خانه جدیدی دایر میگردد . وچند سال ادامه پیدا میکند . تا سال ۱۳۴۲ که مدارس جدید با سبک وشیوه
مدرن بعد اانقلاب سفید با اعزام سپاهیان دانش شکل گرفت .
۱- موسی مافی از بزرگان مهاجر کرد که در سال ۱۳۱۲ بعداز مهاجرت به روستاهای مختلف نهایتا از کوندج به انجیلاق امده وبا خرید قسمتی از زمینهای کشاورزی انجیلاق بعنوان خرده مالک مشغول کشاورزی شده است . این مرد دارای اخلاق حسنه انسانی نیکوکار حیر خواه مردم و در کارهای عمرانی پیشقدم بوده که ساخت اولین مسجد انجیلاق با همت و اهتمام این مرد بزرگ انجام شده است . وی که در سال ۱۳۳۵ به رحمت ایزدی پیوسته همیشه از او به نیکی یاد میشود . ساخت اسیاب ابی از دیگر کارهای وی میباشد . نامبرده دارای دو پسر به نامهای حسن و محمد حنیفه بوده که اولی قبل از خودش به رحمت ایزدی پیوسته ودومی در حال حاضر در قید حیات میباشد .
۲-حاج عربعلی عبدی بزرگ خاندان عبدی فرزند کربلایی کرم از بزرگان معروف میباشد .وی سالهای زیادی بعنوان نماینده مورد وثوق مردم چه قبل از انقلاب و چه تعداز انقلاب بوده . اما شهرت وی بیشتر به جنبه مذهبی وی است .منزل وی بعنوان یکی از پایگاهای روحانیت برای مبارزه بارژیم ستم شاهی بوده .
از خصوصیات ویژه ایشان پیشی گرفتن سلام از همه حتی جوانان و بچه ها همراه باتبسم مخصوص بوده
ضمن اینکه خود سازی تزکیه نفس حالات عرفانی نیز در ایشان کاملا مشهود بود . پیگیری کارهای عمرانی خدمات عمومی از قبیل ای لوله کشی . ساختن مسجد . مدرسه . و تلاش در بر پایی مراسمهای مذهبی. خیر خواهی مردم . مراجعه افراد برای حل مشکلات خودشان باعث گردیده از نامبرده بعنوان یکی از افراد نیک کار یاد شود وهمیشه یاد و خاطره او در اذهان باقی بماند.
۳- کربلایی محمد حسن احمدی . اصل ونسب وی از مهاجرین چاله است . اما در انجیلاق بعنوان انسانی با اخلاق . مذهبی .اهل مسجد . پیشقدم در کارهای خیر . قاری قران . محب اهل بیت عصمت وطهارت . نامبرده میشود .
۴- حاج جنت اله احمدی. نامبرده نیز از چالیان مهاجر میباشد . هوش وذکاوت وی زبانزد همه میباشد . نامبرده از قاریان قران ومحبان اهل بیت میباشد .
۵- سید جلیل حسینی. از سادات جلیل قدر میباشد که پدر وی از چناسک به چاله مهاجرت کرده و خود سید متولد روستای چاله میباشد.ودر سال ۱۳۳۵ همراه خانواده به روستای انجیلاق مهاجرت کرده .ایشان مردی متدین اهل زهد و تقوا و موذن مسجد انجیلاق بوده وهمواره مورد احترام اهالی انجیلاق بوده . وپدر شهید بزرگوار سید عمران حسینی میباشد . صدای زیبای اذان سید هیچ گاه از اذهان مردم متدین انجیلاق فراموش نمی شود .
۶- امید علی اکبری - فرزند مرحوم ملا نوروز علی از مهاجران چناسک میباشد . پدرش مرحوم نوروزعلی یکی از متدین معروف بوده است . مرحوم امیدعلی از مداحان اهل بیت عصمت و طهارت بوده است . ایشان بیش از دو دهه تنها نوحه خوان ایام محرم بوده ضمن اینکه موذن و مکبر مساجد انجیلاق نیز بوده است ۷- حاج ملا حسین نوری الموتی . ازمعلمان و قاریان قران بوده وشاگردان زیادی راتربیت کرده است . صوت زیبای قران حاج ملا بسیار معروف است .
۷- احمد علی اکبری. بزرگ خاندان اکبری از اولین مهاجران چاله میباشد وی به همراه دو تن از دوستانش بنام علی قلی و رضاقلی احمدی در سال ۱۳۲۸ بصورت اعتراض نسبت به حاکمیت ارباب شبانه بدون اطلاع خانواده هایشان محل اقامت خود را ترک کرده وپس از مدتها سرگردانی در انجیلاق ساکن میشوند .از خصوصیات بارز مرحوم احمد علی اکبری. خواندن مداوم قران در تمام دوران عمر میباشد لازم به ذکر است نامبرده متولد ۱۲۶۶ میباشد که در سال ۱۳۶۶ به رحمت ایزدی پیوست در طول یک قرن عمر خود بصورت مداوم بعد از هر نماز یک جز. قران میخوانده که در جای خود بسیار جالب است . ضمن اینکه هرگز از عینک استفاده نکرده است . وحتی یک بار هم به پزشک مراجعه نکرده . راز سلامتی خود را تلاوت قران میدانست .ادامه دارد